ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

951

سفرنامه شاردن ( فارسى )

و دانشمندم نشان داده‌ام ثابت مىشود ، و من به هنگام شرح دادن وضع و تاريخ پرسپوليس نشان مهر و آثار ديگرى ارائه خواهم داد . مسلمانان بر اين اعتقادند كه حضرت اسماعيل اصل و ذريه و مايهء فخر تازيان مىباشد و همچنان كه همهء اعمال و آثار زشت اعصار قديم را به نمرود منسوب مىدارند ، همهء كارهاى خوب و خداپسند و سودآفرين عهد ديرين را به حضرت اسماعيل نسبت مىدهند . از جمله مىگويند واضع زبان و خط عربى اوست ، به همين جهت زبان عربى را لسان اسماعيل مىخوانند ؛ و دانشمندان ايرانى بر اين اعتقادند كه حضرت اسماعيل اين زبان را غنى و به كمال نزديك كرد ، و يعرب بن قحطان كه همان يراه ( Yerah ) يقطان است كه نامش در آيهء 26 فصل دهم سفر تكوين آمده نخستين كسى است كه در عربستان سكونت گزيده ، زبان نوح را كه سريانى بوده به عربى تغيير داده است . اين نكته نيز درخور گفتن است سريانى كه زبان فينيقيها يا كنعانيان بوده سواى زبان سيرياك ( Syriaque ) است كه سالها بعد در وجود آمده ، با زبان عبرى و كلدانى درآميخته و بين غزه‌ايهايى كه به آشور مهاجرت كرده‌اند رواج يافته است . زبان عبرى زبان مهاجران ، و كلدانى زبان سروران و مخدومان آنان بوده است . دانشمندان ايران نيز بر اين باورند كه اسماعيل زبان عربى را اصلاح و تهذيب كرد ، و آن را چنان كه از پدرش آموخته بود تحت نظم و قاعده درآورد . با وجود اين برخى پژوهشگران اصلاح و تهذيب زبان عربى را به دو فرزند اسماعيل حمص ( Homaisa ) و قيدار ( Kedar ) نسبت مىدهند نه به خودش . از ميان دانشمندان نيز عده‌اى بر اين قولند كه اصولا زبان عربى اندك زمانى پيش از ظهور اسلام رواج يافته اما اين گفته درست نمىنمايد ، و اگر چنين تعبير و تفسير شود كه تا كوتاه زمانى پيش از قسمتى از اصول زبان عربى فراموش شده بوده و به صورت ناقص و متروك درآمده بوده شايد پذيرفتنى باشد ، زيرا بنا به قولى در زمان بعثت حضرت رسول و نزول قرآن خواندن و نوشتن زبان عربى چنان از يادها رفته بود كه اندك كسانى خواندن و استنساخ كردن قرآن را مىتوانستند . آورده‌اند كه مقارن ظهور اسلام وقتى پيغمبر سخن گفتن آغاز مىكرد و اعراب مىشنيدند با چه فصاحت و بلاغت با به كار بردن هزاران اصطلاح نغز و دلنشين كه هرگز نشنوده بودند با آنان سخن مىگفت در شگفت ماندند و پيغمبر به آنان مىفرمود جبريل اين زبان را به همان زيبايى و دلپسندى كه اسماعيل تكلّم مىكرده به او